۱۴۰۲.۰۵.۳۱

مریم انصاری در نشست «تربیت و سینمای کودک و نوجوان» که با عنوان «زنگ هنر» برگزار شد، تنها راه حل در برابر مقابله با اطلاعات نامناسب و بدون نظارت فضای مجازی را تجهیز مربیان و والدین به سواد رسانه‌ای و رسیدن به زبان مشترک با نوجوان ایرانی دانست.

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری، اولین جلسه از سلسله نشست‌های گفتگومحور معلمان و مربیان هنری با عنوان «زنگ هنر» و با موضوع «تربیت و سینمای کودک و نوجوان» روز گذشته 29 مردادماه با حضور مریم انصاری، پژوهشگر و کارشناس حوزه نقد فیلم برگزار  شد.

در ابتدای این جلسه به گرایش کودکان و نوجوانان به فضای مجازی در دوره کرونا  و وابستگی این گروه سنی پس از دوره شیوع ویروس به عنوان یک چالش و معضل روز اشاره شد.

مریم انصاری، پژوهشگر و کارشناس حوزه نقد فیلم که میهمان این جلسه بود گفت: بعد از کرونا به واسطه موبایل‌ها و پیشرفت بازی‌های کامپیوتری گرایش به فضای مجازی با سرعت بیشتری پیش‌ رفت و من در صحبت با والدین بچه‌ها و مربیان احساس کردم اطلاعات در این حوزه نیاز به به‌روز شدن دارد.

وی در سخنانش به این نکته اشاره کرد که امروزه همه درگیر و غرق در رسانه هستیم و بیشتر از آنکه خانواده را ببینیم موبایل را لمس می‌کنیم و بخش اعظم ورودی چشم، ذهن و قلب با همین گوشی‌هاست و مصرف کالای فرهنگی از مکتوب به فضای مجازی منتقل شده است.

 انصاری در بخش دیگری از سخنانش رسانه‌ها را به  رسانه مکتوب، شنیداری(رادیو، پادکست و موسیقی) و دیداری مثل فیلم و سریال تقسیم کرد و در خصوص آسیب‌های ناشی از دسترسی به هر نوع اطلاعات برای کودکان و نوجوانان در فضای مجازی افزود: بحث وی او دی‌ها که پلتفرم‌های ویدیویی در لحظه درخواست و نیاز هستند موضوع آسیب‌ به کودکان و نوجوانان را ترسناک می‌کنند چون خانواده و بچه‌ها از لحاظ فکری در برابر محتواهای موجود بی‌دفاع هستند.

زبان مشترک

وی در پاسخ به این سوال که تربیت بچه‌های عصر دیجیتال با چه الگو و روشی میسر است تشریح کرد: موضوع مدیریت این فضا دغدغه روانشناسان و مربیان امور تربیتی است. از سویی تربیت ارتباطی بین شخص مربی و متربی است و این ارتباط چه در فضای خانوادگی باشد و چه آموزشی، بیشتر نیاز به زبان مشترک برای انتقال مفاهیم دارد و این هم‌زبانی در عصر امروز نیازمند اطلاعات داشتن نسبت به فضای رسانه‌ای مشترک است. ما تا نفهمیم کودک و نوجوان ما کجا سیر می‌کند به زبان مشترک نمی‌رسیم.

این پژوهشگر و کارشناس حوزه نقد فیلم در ادامه بر اینکه حافظه رسانه‌ای مشترک باید در خانواده باشد تاکید کرد و سپس یادآور شد که برخورد سلبی و استفاده از جملاتی چون نکن، نبین و انجام نده برای نسل امروز پذیرفتنی نیست.

بی‌دفاع بودن در برابر اطلاعات و محتواهای نامناسب

وی همچنین در بخش دیگری از سخنانش به اهمیت آموزش سواد رسانه‌ای اشاره کرد و این مبحث را اینگونه شرح داد که باید به خانواده‌ها و بچه‌ها یاد دهیم که مثل دیوار و لوح سفید در مقابل رسانه‌ها نباشند. فعال بودن بجای منفعل بودن و اینکه بدانیم چه تاثیری از رسانه و فضای مجازی میگیریم و بعد بررسی کنیم که آیا این اثربخشی برایمان خوب است یا بد، سواد رسانه‎‌ای است.

انصاری تاکید کرد: مربیان و خانواده‌ها باید فضای گفتگو درباره اثرات رسانه را فراهم کنند تا بچه‌ها بدانند فیلم‌هایی که در دسترس وجود دارد بر ذهنشان تاثیرگذار است و باید آن را مدیریت کنند.

وی همچنین در بخش دیگری از این جلسه به بی‌توجهی مدیران سینمایی و خانواده‌ها نسبت به بحث گروه سنی تولیدات سینمایی اشاره کرد.

بررسی موفیقت سینمای کودک در دهه 60

این پژوهشگر و کارشناس حوزه نقد فیلم اظهار کرد: عملکرد ما در حوزه فیلم در مقابل آثار خارجی حوزه کودک است. تولیدات هنری ویژه کودک و نوجوان نسبت به دهه 60 تغییرات اساسی داشته است. امروزه شبکه‌ای چون شبکه نهال به آثاری می‌پردازد که فضای سیاه و تلخی دارند در حالیکه در دهه 60 سینمای کودک ایران خیلی موفق و پرشورعمل می‌کرد. «مدرسه پیرمردها»، «دزد عروسک‌ها» و «مدرسه موش‌ها» به عنوان آثاری که ما تماشا می‌کردیم دارای ویژگی‌های مثبت و مهمی بودند و به کودکان بها می‌دادند. در آن دوره برای کودکان و نوجوانان فیلم ساخته می‌شد و به کودک نقش پیش برنده و ویژه‌ای می‌دادند و بچه‌ها به عنوان قهرمان آثار نشان داده می‌شدند یا به عبارتی کارکرد داشتند و همین امر حس عزت‌نفس در آنها ایجاد می‌کرد اما بعد از دهه 60 بخاطر تغییر ذائقه فیلمسازان یا مدیران این خلأ بوجود آمد و کودک و نوجوان در فیلم‌ها نقش کوچک پیدا کردند که به مثابه قهرمان نبودند.

قیاس قهرمانان ایرانی و خارجی

وی در بخش دیگر این جلسه به قهرمانان پوشالی تولیدات خارجی ویژه کودک و نوجوان اشاره کرد و آنها را با قهرمانان برآمده از دل جامعه ایرانی، قهرمانان آثار ادبی چون شاهنامه و قهرمانان مذهبی چون حضرت علی (ع) و قهرمانان تاریخی و ورزشی چون پوریای ولی و شخصیت‌های معاصر چون شهید علی لندی مقایسه کرد.

تاثیرات منفی زبانی

انصاری همچنین یادآور شد: در سینمای کودک به سمت رقص، موسیقی و شادی بیشتر رفته شده که اگرچه با بایدها منافاتی ندارد اما چندان هم موسیقی کودک نیست و بیشتر به موسیقی بزرگسال نزدیک است. ما در برخی آثار هم با شخصیت‌های ماورای طبیعی و گریم‌ها عجیب و غریب در تولیدات هنرمندانی چون سید جواد هاشمی مواجه هستیم که دیالوگ اول آن با حزرف ناسزا آغاز می‌شود و شاید این کمترین تاثیرات منفی زبانی و کلامی «شهر گربه‌ها» باشد.

وی ادامه داد: متاسفانه اگر به صدا و سیما که با نظارت تولیداتش را پخش می‌کند هم نگاه کنیم متوجه می‌شویم بسیاری از حرف‌ها در فیلم‌ها و سریال‌ها عادی شده و این تفاوت در دایره‌المعارف خانواده را بوجود می‌آورد.

انصاری غیر از بحث زبانی و کلامی به بحث تاثیرات اعتقادی و محتوایی تولیدات هنری بر کودک و نوجوان هم اشاره کرد و افزود: سینمای غرب در راستای اهداف سیاستمداران غربی است و این در حالی است که ما اعتقادات خودمان را ترویج نمیکنیم و توجهی به ارزشهای ملی‌ و دینیمان نداریم. ما انتظار داریم حداقل یک پیام در هر فصل سینمایی و اکران یک فیلم بامحتوا وجود داشته باشد ولی متاسفانه سینمای ایران تسخصیرشده بین دو ژانر اجتماعی(بیشتر سینمایی اجتماعی است) و کمدی است.

وی گفت: قهرمان روی پرده سینمای ایران دیده نمی‌شود و این برای کودک و نوجوان که در سن الگوپذیری و هویت‌سازی است بسیار خطرناک است.

رمز موفقیت دیزنی

انصاری با اشاره به اهمیت پیوست فرهنگی آثار هنری رمز موفقیت دیزنی را عرضه محصولات جانبی (کیف، کلاه و...) همزمان با تولیدات آن معرفی کرد و ساخت فیلم با قهرمان و تولید محصولات جانبی آن را به لحاظ اقتصادی بسیار سودآور است.

وی در ادامه به تاثیر بد تولیدات ایرانی در آثاری چون مغزهای کوچک زنگ زده  و خانه پدری بر نوجوان ایرانی اشاره کرد که قتل دختر خانواده به دستور پدر و توسط برادر نوجوان انجام می‌شود. انصاری در این بخش این سوال را مطرح کرد که نوجوان ایرانی با دیدن این فیلم ها چه تصویری از خود بر پرده میبیند؟

وی همچنین به آثار دیگر چون فیلم «علفزار» به آثار مخرب محتوایی و بصری تولیدات ایرانی بر نوجوانان پرداخت و در ادامه بحث سلبریتی‌ها را که از رسانه زاده می‌شوند و طرفدار و فن متولد می‌کنند را مطرح کرد.

وی همچنین به تاثیرات منفی فیک چت‌ها پرداخت و نرم‌افزارهایی که در فضای مجازی ماهیت مشخصی ندارند و با پیام مثبت وارد دنیای نوجوانان شده‌اند اشاره کرد.

راه‌حل

انصاری تنها راه حل در برابر این هجوم را تجهیز به سواد رسانه‌ای و رسیدن به زبان مشترک با نوجوان ایرانی دانست و یادآور شد: ما باید سیاهی‌ها و مشکلات را به درستی شناسایی کنیم تا بدانیم در مواجهه با آن چه اقدامی انجام شود. والدین و مربیان باید بدانند که بزرگ‌نمایی و سفیدنمایی نسبت به معضلات و مسائل موجود کار اشتباهی است.

وی در پایان این جلسه بحث واقع‌نمایی را مطرح کرد و افزود: نوجوانان در سن تاثیرپذیری هستند و چندان به فلسفه محتواها و تاثیر آن بر روی خودشان توجه نمی‌کنند بنابراین حالا که دیگری قوی (تولیدکننده محتواهای نامناسب) است ما هم باید مجهز شویم تا گوش شنوایی برای حرف‌هایمان پیدا کنیم و نوجوان ایرانی صحبت ما را درک کند.

انتهای پیام/

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha